|
آواز شبانه غم
|
تولدت مبارک مرضیه جان 
ترا چون حدیث وفا دوستت دارم
ترا چون نسیم صبا دوستت دارم
چو حل گشته ام در وجودت چو خون
ترا از من و ماجرا دوستت دارم
دوست ندارم که بگویم:دوستت دارم
دوست دارم بدانی، دوستت دارم
صمیمانه ترین سال ها را نثار روی چون گلستان تو می کنم امید آن دارم گل باشی عمر گل نداشته باشی،هر شب با قایق غم هایم اشکهایم برای یافتن تو تاانتهای ظلمت پارو می زنم تا به گوشی برسانم و بگویم :
دوستت دارم

... وقسم به ستاره ثریای نبوت.چون فرود می آید روزی هست که عدالت را اجرا نماید و قبرها زیر و رو شود،دریاها شعله ور شوند و وحوش محشورشوند و نامه اعمال ما تک به تک بررسی شود و آنوقت است که یاد کارهای خود در دنیای فانی و انتخاب زاد و توشه برای آخرت می افتیم که دیگر فرصتی نیست و تمام فرصت ها از دست ما فوت شده است...یک سال دیگه هم گذشت،خوب یا بدش بمونه .گذشت.امیدوارم زندانی و اسیر دنیا نشی...
..و براستی که تصور چنین روزی بسیار دشواراست..
(ببخشید دوستان عزیزم .چون مدرسه ها شروع شده خواستم فبل از شلوغی دفتر کتا بها تون تولد عشقم که روز سوم مهر هست رو بهش تبریک بگم. اینکار به اسم وبلاگ ما نمیخوره اما خوب چی میشه کرد که مرضی عزیزه؟؟ شما بگید..!!!!!)